پنج شنبه, 06 ارديبهشت 1397  

سخن سردبیر

روستای باستانی میرملکی


مي خواهيم میرملکی را پاس بداريم. به ياد اجداد و نياكانمان كه روزگاري با تلاش و همت بلند خويش میرملکی را بنیان نهادند و برماست كه آن را ارج نهيم .
ارادتمند: محسن رستگار
ارسال خبر : واتساپ و تلگرام
09174112911
ایمیل ما:
Mirmalakynews@yahoo.com




جناب آقای جواد سلامی: همدلی گمشده ی نسل نو آبادی



 جواد سلامی

شیرینی  و جذابیت مصاحبت با پیشینیان از آن جهت است که بس حکایت های نغز از روزگار گذشته ی خود و مردم روستا، محبت، فداکاری، همکاری، یک دلی، و بی ریا بودنشان بازگو می کنند، از مرام و معرفت همدیگر سخن می گویند، بی غل و غش و ساده بودنشان را به رخ ما می کشند، یک رنگی شان را علم می کنند، یک دست بودنشان را فریاد می کنند، تعاون و همکاریشان را با لبخندی رضایت بخش به لب می آورند و در نهایت با افسوس و حسرت، نجوا کنان زمزمه می کنند یاد قدیم بخیر....

روزگاری که مردم با وسواس خاصی قفل درب منزل شان را بررسی نمی کردند، از درد هم با خبر بودند، صمیمیت اتمسفر روستا را تصرف کرده بود، احساس رضایت درونی موج می زد و هیچ کس برای بزرگ شدن هیچ کس را کوچک نمی شمرد.
اقتضای سنی من حقیرتر از آن است که جزئیات آن روزگار را به قلم بیاورم اما نسل ما به اندازه ی همه ی ندیده ها و نچشیده های آن روزگار شنیده و شنیده و شنیده.......

آری نیاکان ساده ی ما با ایمان کودکانه به همه چیز اعتقاد داشتند و فرزندانشان چه چیزها که از دست ندادند.................
ناخودآگاه با خود می اندیشم گمشده ی نسل نو چیست؟

چرا در روزگار گذشته ی ما با آن همه فقر و بدبختی، با آن همه مشقت های روزانه، با آن همه بی امکاناتی و فقر فرهنگی و اجتماعی، با آن همه بی سوادی محض، انسانیت بیشتری رواج داشت و مردم خود جوش و بی آلایش، در پی کمک به هم نوع و پیشبرد امور روستا  گوی سبقت را از یکدیگر می ربودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا در عصر امروز کمتر شاهد این گونه رفتارها هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تغییرات نسل جدید را که بررسی می کنیم به این پیش فرض ها می رسیم که:
1)    افزایش چشمگیر افراد تحصیل کرده در بین اهالی روستا رخ داده است.
2)   دیدگاه اجتماعی و فرهنگی افراد غنی تر شده است.
3) رفاه اجتماعی با رشد تصاعدی نسبت به چندین سال قبل به پیش می رود.

آیا بهبود کیفیت سواد و آموزش باعث کاهش سرعت پیشبرد اهداف روستا شده است.....؟؟؟ ( مسلما خیر)
آیا غنی شدن بعد فرهنگی و اجتماعی اهالی روستا باعث پدیدار شدن این مشکل شده است......؟؟؟؟ (قطعا این گونه نیست)

آیا رفاه اجتماعی نسبت به روزگار پیشین باعث فاصله افتادن بین اهالی روستا شده است......؟؟؟؟ (قانع کننده نیست)
یکی _ دو دهه ی اخیر را که وارسی می کنیم در می بابیم روستای میرملکی در گذر روزگار دستخوش تغییراتی گاه نا به جا و نابخردانه شده است و اقیانوس پر تلاطم روزگار کشتی محقر این آبادی را بارها با شدت به صخره ها و سنگ های جهالت و نادانی تعمدی، برخورد داده است. اتفاقات سیاسی و اجتماعی و کینه و کدورت های شکل گرفته بین افراد و به تبع آن مهاجرت اهالی از روستا، میرملکی را تا قهقرای زوال و نابودی سوق داد.

( باید پای جسارت را از گلیم ادب فراتر نهم و یادآور شوم که کودکان روزگار پیش که اکنون بزرگان نسل نو به شمار می روند در دوران خوردسالی خود عقلانیت بیشتری خرج می کردند و همدلی و همکاری را در بازی های کودکانه شان دیکته می کردند، همدلی و همکاری ای که اکنون در روابطشان و در بازی هایی که دست روزگار آن ها را بازی می دهد دیکته نمی کنند).

بزرگان نسل نو
بی تفاوتی صورت هایتان هنگام گذر از هم، گواه زنگار نقش بسته ی کینه بر دل هایتان است بی آنکه تلاشی کنید برای زدودنش!!!

اگر عنان اختیار از کف شرع و عرف می بردید حتی به روی یکدیگر نگاه نمی انداختید!!!

در این بیست و چهار سالی که سپری کرده ام به یاد ندارم یک بار دور یک میز گرد آیید و یک تصمیم را با یک فکر واحد بگیرید ( گویا کسی قصد شکستن این روند ندارد).

به عنوان مثال باید عرض کنم که جای تأسف است که روستای کوچکی چون میرملکی برای یک گرفتن یک تصمیم کوچک مثل رفتن به گلزار شهداء در شب عاشورا  به اجماع نمی رسد، هرچند سبک و سیاق حسینی بودن را روی منبرها فریاد می کنیم، چه متواضعانه گوش فرا  می دهیم.... گوش فرا می دهیم... گوش فرا می دهیم و دیگر هیچ!!!

سخن کوتاه می کنم که بیش از این گفتن جایز نیست.
ماه عسل این گونه حوادث جز این نیست که افراد کم کم از هم فاصله بگیرند، نسبت به هم بی تفاوت شوند، هم دلی، صفا و صمیمیت و فداکاری گذشته جای خود را به تهمت، افترا و بسیاری صفات ناپسند دیگر بدهد و همه ی ما شاهد نتیجه ی این اخلاق و تأثیرآن بر روستایمان بوده ایم.

 خوشبختانه چندی است که روشنایی امید و جرقه ی همکاری در بین اهالی روستا زده شده، خوشبختی روی خوش نشان داده، شور و شوق جای سستی و کرختی را گرفته و نفاق از روستای میرملکی رخت بربسته است. جوانان و بزرگ سالان به بهانه های مختلف دور هم جمع می شوند و به پیشرفت و آبادی روستا سرعت می بخشند. انسجام و نظم بیشتری در کارها مشاهده می شود و افراد دلسوزانه مسئولیت های مختلفی به عهده می گیرند. کدورت ها نرم نرمک از دل های افراد رخت بر بسته و تنش های نا به جایی که بین افراد دیوار شده بود از میان برداشته شده  و افراد از هر تیره و طایفه ای در جهت پیشرفت روستا همگام شده اند.

نمونه ی موارد ذکر شده در هیئت ورزشی، تیم فوتبال و همچنین در شورا و دهیاری محترم به وضوح مشخص است.

اهالی محترم آبادی میرملکی

روستا در مسیر صحیح و اصولی خود گام بر می دارد و شاهد پیشرفت در همه ی زمینه ها هستیم. خالصانه از همه ی اهالی، بزرگ و کوچک  و پیر و جوان تقاضا دارم جهت هر چه بیشتر هموار شدن مسیر در حد بضاعت و توان خود تلاش بی دریغ مساعدت فرمایید چرا که همه ی ما به این اصل اعتقاد داریم که سربلندی میرملکی سربلندی همه ی ماست.

در پایان آرزومندم:
سیاست حقیرتر از آن باشد که باعث جدایی افراد از هم  و از بین رفتن همدلی بین آنان شود.
دغدغه های روزمره بهانه ای برای ابراز نکردن صمیمیت ها و دوستی ها نشود.
پل بین افراد با سرعت و استحکام بیشتری ترمیم شود.
رفاه اجتماعی باعث فراموشی اصالت و گذشته ی ما نشود.
نیت افراد عاری از غرایض شخصی و کارشکنی شود.
نگرشی ایجاد شود که هر یک از اهالی خود را آینه ای از میرملکی بدانند.
باشد که چنین شود..............

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به میرملکی نیوز است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

طراحی و اجرا : محسن اسدپور

Template Design:Dima Group