سه شنبه, 28 خرداد 1398  

سخن سردبیر

روستای باستانی میرملکی


مي خواهيم میرملکی را پاس بداريم. به ياد اجداد و نياكانمان كه روزگاري با تلاش و همت بلند خويش میرملکی را بنیان نهادند و برماست كه آن را ارج نهيم .
ارادتمند: محسن رستگار
ارسال خبر : واتساپ و تلگرام
09174112911
ایمیل ما:
Mirmalakynews@yahoo.com




سرزمین کهن و شگفت انگیز



دکتر حسن سلامی

وبلاگ قلمرو سعدی

متن مصاحبه ام با تارنمای (سایت) روابط عمومی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) که ماه گذشته (ابتدای بهمن 97)منتشر شد. این هم لینک آن: http://pr.irna.ir/100/4306/

1. برای آنکه همکاران بیشتر با جنابعالی آشنا شوند، خودتان را معرفی کنید.

من 51 ساله، از روستای میرملکی شهر مُهر استان فارس، متاهل و صاحب سه فرزند هستم. مدرک دکتری اندیشه ی سیاسی از دانشگاه قدیس یوسف لبنان و 25 سال سابقه خدمت در سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) دارم.

از سال 1378 تا 1382 خورشیدی به عنوان عضو پاره وقت با پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، همکاری مستقیم و  پس از آن از مهر 1386 تا مهر 1392 همکاری غیرمستقیم داشته ام. از آبان 92 تا فروردین 95 معاون پژوهش ایرنا و پس از آن تاکنون مدیر نظارت و ارزشیابی اخبار این خبرگزاری هستم.

در دانشگاه های علم و فرهنگ (وابسته به جهاد دانشگاهی) و دانشگاه آزاد اسلامی و سال 1391 در دانشگاه خوارزمی (تربیت معلم سابق) و از سال 1392 تا پایان سال 1397 در دانشکده ی مطالعات جهان دانشگاه تهران تدریس کرده ام.

2. جنابعالی نویسنده 2 کتاب «ایران، سرزمین جاویدان» و «روزنامه نگار در بحران» هستید. در ظاهر، موضوع کتابها متفاوت است اما در واقع، روایت تاریخی از 2 کشور خاورمیانه است. در باره این کتابها توضیح بدهید.

بله ، کتاب نخست حاصل مشاهدات دقیقم از بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی ایران زمین است و حاصل تاملاتی است که در باره این میراث غنی داشته ام . کتاب، راویِ جاذبه های تاریخی و آثار فرهنگی برخی از شهرهای پنج استان اصفهان، یزد، کرمان، هرمزگان و فارس است و این جاذبه ها و آثار  حاصل فکر، اراده و تلاش انسان ایرانی بوده در جهان قدیم، محصول هنر او بوده که از وجود، ذهن و دلش الهام گرفته است . به یقین، هرچه هست از ذهن و اراده و دل انسان است.

در مورد کتاب دوم ، باید عرض کنم که  از سال 1382 تا آبان 1385 به عنوان رییس دفتر ایرنا در بیروت فعالیت خبری و رسانه ای داشتم و سه ماه پس از پایان جنگ 33 روزه ی رژیم اسراییل علیه حزب الله لبنان به میهن بازگشتم. از آن تاریخ تاکنون همچنان پیگیر مسایل لبنان و فلسطین بوده و هستم و گزارش های تحلیلی نوشته و می نویسم.

کتاب دومم با عنوان «روزنامه نگار در بحران» مجموعه ی یادداشت ها، گزارش ها، مصاحبه ها و مقاله های 10 ساله ام (از 82 تا 92) در باره رخدادها و مسایل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی لبنان و همچنین فلسطین اشغالی است که در 2 بخش نگاشته ام و به خوانندگان بزرگوار تقدیم کرده ام .

3. آیا کتابهای دیگری نیز نوشته یا در حال نگارش آن هستید؟

2 کتاب دیگر در دست نگارش و تدوین و ویرایش دارم که به احتمال زیاد، سال آینده منتشر خواهند شد. کتاب سوم با عنوان «نقد رفتار رقیب» مجموعه ی یادداشت ها، گزارش ها، مصاحبه ها و مقاله های 10 ساله ام (از 86 تا 96) در باره رخدادها و مسایل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران است و در کتاب چهارم با عنوان «بی ثباتی دولت» به روش علمی، علل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی انحطاط و بی ثبات شدن دولت - به معنای مجموعه ی قوا - در جهان اسلام و ایران بررسی شده است.

4. چگونه شد که تصمیم گرفتید کتاب بنویسید؟

به نظرم عشق و علاقه به یک موضوع ، به یک کشور و ملت و تفکر در باره ی آن ها عامل نگارش کتاب است. در مورد کتاب نخست (ایران ؛ سرزمین آتش جاویدان) باید گفت که به ایران و تاریخ و آثار و مفاخر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی وطنم بسیار علاقه مندم. این جا سرزمین کهنِ شگفت انگیزی است. کسانی که - به ویژه روزنامه نگاران و خبرنگاران - قلمی به دست دارند خوب است از خوبی های این سرزمین و مشاهداتشان از جذابیت های حال و گذشته ی آن بنویسند و در قالب کتاب عرضه کنند.

در مورد کتاب دوم نیز باید گفت لبنان دروازه ی مهم خاورمیانه به اروپا، آمریکای مرکزی، جنوبی و نیز آفریقا است. من یک سال پیش از آغاز ماموریتم به این کشور کوچک اما زیبا، کشور پیچیده و تکثرگرا، طرح یا پروژه ی «لبنان شناسی» را آغاز کردم. آن جا  این طرح را با دقت و جدیت ادامه دادم و هرجا رفتم و هر چه دیدم و خواندم و گفت وگو کردم مهم ترین آن ها را یادداشت کردم و پس از بازگشت به ایران، پیگیر تحولات لبنان بودم و سپس حاصل کار را که حاصل عمر کاری ام محسوب می شود منتشر نمودم.

5. به نظر جنابعالی، آیا خبرنگاران می توانند نویسندگان خوبی باشند؟ چرا؟

خبرنگاران و روزنامه نگاران اگر چهار ویژگی عشق، تفکر، قدرت پرسشگری و گفت وگو  و ذهن روشمند داشته باشند یعنی نتیجه ی تاملات و مشاهداتشان را و نکته های دریافتی شان را روزانه ثبت و ضبط کنند قادرند نویسنده شوند؛ نویسندگانی واقع گرا، عینی نگر و حقیقت طلب.

6. توصیه های جنابعالی به همکارانی که مایلند این مسیر را دنبال کنند، چیست؟

در این ارتباط سه توصیه برای همکاران دارم که به اجمال می گویم:

الف - موضوع کتاب به صورت عمقی و ریشه ای انتخاب و کالبدشکافی شود.

خبرنگار یا پژوهشگر باید ابتدا به بررسی ریشه ای موضوع مورد علاقه اش بپردازد و با ایجاد چالش در صدد کشف واقعیت و حقیقت، تشریح یک رویداد یا مساله ای پیچیده و تمرکز روی آن موضوع خاص بر آید و در آن جزییات را شکافته و ریشه یابی کند.

ب - برای نگارش در باره ی یک موضوع خاص و مهم و در نهایت تبدیل آن به کتاب ابتدا مطالعه ی چندین کتاب و انجام دادن چند گفت وگو (مصاحبه) برای دست یافتن به مجموعه ای از افکار یا  دیدگاه های گوناگون، ضروری است. در مورد گفت وگو، لازم است مصاحبه شوندگان به دقت و از جریان های مختلف فکری و سیاسی (داخلی یا خارجی) انتخاب شوند تا محتوای کتاب، ژرف، استدلالی و  راهگشا باشد. در مصاحبه ها، باید تا حد امکان دیدگاهی باز داشته باشیم. بنابراین پیش از نگارش کتاب به تحقیق و پژوهش و گفت وگو محتاجیم مگر این که درباره موضوع آن کتاب، اطلاعات کافی داشته باشیم.

ج – داشتن پرسش و قدرت پرسش گری توصیه و ضرورت سوم برای نگارش کتاب است. مهمترین نکته این است که پرسش هایی را مطرح کنیم که در خدمت هدف ما و موضوع ما برای نوشتن کتاب باشد. همیشه نگارش یک کتاب با یک مجهول و با پرسش هایی آسان شروع  می شود. پرسش های نخستین می تواند کلی باشد و بتدریج جزیی و عینی تر شود. پرسش های ما باید روش مند و مربوط به موضوع باشد.

7. از دوران فعالیت خبرنگاری حتما خاطرات بسیاری دارید، اگر موافق باشید چند خاطره را بیان کنید.

از دوره ی فعالیت خبرنگاری در بیروت 2 خاطره بیان می کنم:

الف – سال 1382 ماه های نخست ماموریتم در بیروت یک روز با دفتر «نبیه بِرّی» رییس جنبش امل و رییس مجلس لبنان تماس گرفتم و خودم را معرفی و درخواست مصاحبه ی حضوری کردم . جالب و شگفت انگیز این بود که فردا شب آن روز با درخواستم موافقت شد. خوشحال به دفترش در غرب بیروت رفتم . بری با بزرگواری به استقبالم آمد، خیلی گرم گرفت و گفت : مرحبا حسن سلامه اهلا و سهلا و ....»

تشکر کردم و مصاحبه ی مفصل آغاز و ضبط شد و به خوبی پایان یافت. پذیرایی شدم و خواستم به محل کار برگردم که رییس مجلس لبنان پرسید: شما با خانواده ی بزرگ سلامه در لبنان نسبت نسبی دارید؟ جزو این خانواده هستید؟ تعجب کردم و گفتم : من حسن سلامی هستم نه سلامه! بِری کمی اخم کرد و ناراحت شد اما بالاخره مع السلامه (خداحافظی) گفت و رفت!

بعد متوجه شدم خانواده ی سلامه در لبنان یک خانواده ی بزرگ، ریشه دار، با حُسن سابقه و پرنفوذ در حوزه های اقتصادی و سیاسی این کشور است و نبیه بری و رییس دفترش مرا با آن خانواده ی سرشناس اشتباه گرفته اند!

مصاحبه را تنظیم و تدوین کردم و روی خروجی مطبوعاتی ایرنا قرار گفت و از طرف سردبیر وقت گروه خاومیانه تشویق شدم! چند روز بعد که دوباره به دفتر بری زنگ زدم و درخواست ارسال مهم ترین اخبار مجلس (پارلمان) لبنان برای استفاده روی خروجی ایرنا کردم، به من گفتند: باید یک خبرنگار لبنانی که ما تعیین می کنیم انتخاب کنی و ماهانه 350 دلار به او بدَهی تا اجازه دهیم خبرهای مجلس برایت بفرستد!

از این واکنش معلوم بود آن ها از دستم و فامیلم ناراحت بودند! حال آن که من بی تقصیر بودم ! در ضمن 350 دلار آن وقت خیلی رقم بالایی برای دریافت یک یا 2 خبر پارلمان لبنان در روز بود. نپرداختم و معلوم هم نبود ایرنا در مرکز موافقت کند.

ب- سال 1385 ماه های پایانی ماموریتم در بیروت ، جنگ وحشتناک33 روزه میان رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان آغاز شد. خیلی از شهروندان لبنانی و نیز همه ی نمایندگان ایران در بیروت - جز شماری از اعضای مهم سفارت، واحد مرکزی خبر و ایرنا - با خانواده هایشان به اجبار از لبنان خارج شدند. خبرنگاران فارسی زبان من جز یکی - به نام «محمد چم کوری که بچه ی آبادان بود و رخدادهای ابتدای جنگ عراق علیه ایران را دیده بود و گرفتار ترس نبود- بقیه از لبنان خارج شدند و به سوریه، ایران و کویت رفتند.

بیروت خلوت و ساکت بود و برخی رسانه های لبنانی یا صهیونیستی شایع کرده بودند که نیروهای کماندوی اسراییلی شب ها از راه دریا وارد این شهر می شوند و طرفداران حزب الله و نیز محل سکونت ایرانی ها را شناسایی می کنند و آنان را می ربایند. 33 شب ما 2 نفر در نهایت احتیاط و ملاحظه و استرس، در بیروت سپری کردیم . چم کوری شب ها آخر شب در دفتر می خوابید و من به خانه ی ملکی سازمانی بازمی گشتم. از صبح زود تا ساعت 10 شب هم خبرها به مرکز ارسال می کردیم .

سه ماه پس از پایان جنگ در آن شهر جنگ زده و بی بهداشت بودیم و هنگامی که به وطن بازگشتیم برادران احمدی نژادی در ایرنا مستقر شده بودند. هیچ یک از آنان از ما نپرسید که شما کجا بودید؟ چگونه گذشت؟ چه دیدید؟ مشاهدات و روایاتتان از جنگ چیست؟ من انتظار داشتم اولیای جدید سازمان دست کم برای همکاران خودمان در مرکز یک نشست در نمازخانه یا اتاق خبر یا محل اخبار خارجی تدارک ببینند تا علل و عوامل جنگ و چرایی آغاز و چگونگی پایان و پیامدهای زیان بار اجتماعی و اقتصادی آن و...از زبان شاهدان عینی بشنوند و ما به پرسش هایشان پاسخ دهیم . به من گفتند: برو گروه خاورمیانه نوبت عصر بنشین و خبرها را ویرایش کن . جناب چم کوری هم برای همیشه از ایرنا رفت.

این خاطره را گفتم که بگویم خوب است روابط عمومی سازمان در پایان ماموریت و مسوولیت هر یک از رییسان دفاتر داخلی و خارجی ایرنا، یک نشست برای آنان برگزار کند تا مشاهدات و تجربیات و مسایل و مشکلاتشان را برای همکاران بیان کنند.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به میرملکی نیوز است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

طراحی و اجرا : محسن اسدپور

Template Design:Dima Group