شنبه, 31 شهریور 1397  

سخن سردبیر

روستای باستانی میرملکی


مي خواهيم میرملکی را پاس بداريم. به ياد اجداد و نياكانمان كه روزگاري با تلاش و همت بلند خويش میرملکی را بنیان نهادند و برماست كه آن را ارج نهيم .
ارادتمند: محسن رستگار
ارسال خبر : واتساپ و تلگرام
09174112911
ایمیل ما:
Mirmalakynews@yahoo.com




شَبَح جوانی



دکتر حسن سلامی

وبلاگ قلمرو سعدی

غروبی بود فراموش نشدنی. نور خورشید، نوری که زندگی آدمیان خوانده می شود، به هنگام غروب، غم انگیز بود. با غروب خورشید هنوز نور ملایم و مطبوع ماه بر شهر بزرگ تهران نتابیده بود. جوانانی در کافه و در قهوه خانه ای در مرکز ین شهر نشسته بودند. گفتم از نزدیک حال و وضع این جوانان را مشاهده کنم و به شمّه ای از رنج و تیره روزی آنان اشاره ای داشته باشم.

غم و سکوت و خاموشیِ محیط، همه را در پنجه گرفته بود. محیط و محلی دلگیر بود. فضای آن آکنده از بوی تنِ جوانان سیگاری و قلیانی بود. بوی بدِ تن های آن ها در این قبیل مکان ها که توجهی به سلامتش و نظافتش نمی شود، چه زود و با چه سرعتی در همه جا پراکنده می شود. عجیب این بود که در این محیط زشت و نکبت بار وقتی وارد شدم دیدم همه به یک باره از جا برخاستند و با منتهای ادب و احترام از من استقبال کردند.

در آن جا صاحبان چهره های زرد و پریده رنگی دیدم که بر فراز جام هایی، خم گشته بودند. سیمای زیبایشان خیس عرق و آلوده به درد بود. دهانشان در اثر نوشیدن و سیگار و قلیان کشیدن از ریخت افتاده بود. حالت چشمانشان بر اثر کم خوابی و بی خوابی و هیجان مدام، خیره و شرربار بود. لباس های رنگارنگ به تن داشتند اما موهای ژولیده شان گاه به روی چشمانشان فرومی ریخت و گاه بر بناگوششان فرو می افتاد.

در میان آن جمع جوانان، احدی نبود که آلوده به دود و آتش قلیان نباشد. محیط اطرافشان یکسره آتشین و دودآلود بود. تندتند سیگار آتش می زدند و قلیان جلوی دهانشان می گرفتند. به خود گفتم برخی جوانان ایران زمین با «آتش بازی می کنند که گویا نمی دانند این آتش، داغ است. این آتش سوزان را چه کسی یا کسانی برافروخته اند؟»

شماری از جوانان کافه و قهوه خانه پس از کشیدن سیگار و قلیان، با پریشان فکری و افسردگی، سر در میان دو دست گرفته بودند. جوانان هر قدر کمتر با والدین و دوستان و جریان ها و افکار سالم مشغول باشند خطر این که توجهشان به دوستان و جریان ها و افکار ناسالم معطوف شود، بیشتر خواهد بود. جامعه شناسان و روان شناسان و روانکاوان می دانند که چگونه عادت به یک چیز جزیی و کم اهمیت مانند سیگار می تواند نظم دقیق ذهن جوانان ما را مختل سازد و آنان را افسرده کند.

به آنان گفتم: شما جوانان خوش ریخت و خوش اندام چرا به این محل ها می آیید و چرا به سیگار و قلیان پناه آورده اید؟ یکی شان پاسخ داد: کافه ها، قهوه خانه ها و محل های خلوت همیشه تاثیر آرام بخش بر ما دارد. ما اغلب سیگار و قلیان با تنباکوی میوه ای بودار و چُپقی که فراهم می کنیم دور هم می نشینیم و تا نزدیکی های سحر دودی می زنیم و به قیافه ی همدیگر خیره می شویم و بنا به عادت، شوخی و مسخره می کنیم.

پرسیدم: آیا می دانید این دود و دم چه تاثیر سویی بر کبد و شُش های شما می گذارد؟ و چه آفتی است بر روح و روان شما؟ با غرور و بی اعتنایی رو از من برگرداند و پاسخم را نداد. آن ها همه به قیافه ی اشباح بودند. اشباح غریزه و غرور، اشباح هوس و سبکسری، اشباح زیبا یی و ظرافت، اشباح جوانی و ...

این گونه جوانان، آدم های به ظاهر با جسارتی هستند و از انجام دادن هیچ عملی رویگردان نیستند اما فاقد استعداد قابل ملاحظه ای برای پیشرفت. زیرا نیرو و استعدادشان را به تباهی کشانده اند و هدف ارزشمند و منظور والایی در زندگی ندارند.

اینان جوانان دمدمی مزاج هستند که یک لحظه گُر می گیرند و لحظه ای دیگر خاموش می شوند. گاهی سرِ حال هستند و زمانی افسرده. در مقابل پدر و مادرشان وقتی ایستاده اند دست هاشان را در جیب می کنند و وقتی نشسته اند پاها را دراز می کنند و مواقعی که تنها هستند خود را به چنگ تخیلات و اوهام می سپارند.

راه و روش این گونه جوانان، همیشه بی معنا بوده و هست. هیچ وقت اهل سعی و کوشش نبوده اند و قدرت اراده و تصمیم درستی ندارند. خیلی زود از شکل زندگی یکنواخت خسته می شوند. هر وقت خواست و میلشان کشید به آغوش خانه و خانواده پناه می برند و هر وقت هم نخواست از آن دور می شوند.

شب نشینی و نوشیدن و کشیدن را تا پاسی از شب ادامه می دهند و اغلب، دمدمه های صبح دزدانه و تلوتلوخوران همچون گربه ها به خانه برمی گردند. به خانه که می آیند لباسشان را در نمی آورند و با لباس، دراز کشیده و به خواب و خلسه می روند.

این وضع تیره و غم بار زندگی آنها اکنون از حدود خودش تجاوز کرده و بر زندگی والدین و دیگران هم سایه افکنده است. آیا امیدی هست که این جوانان سایه ی راحتی و آسایش والدین شان و جامعه شان بشوند و در آینده باری از روی دوش آن ها و کشور بردارند؟  

30 دی 96            

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به میرملکی نیوز است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

طراحی و اجرا : محسن اسدپور

Template Design:Dima Group