شنبه, 31 شهریور 1397  

سخن سردبیر

روستای باستانی میرملکی


مي خواهيم میرملکی را پاس بداريم. به ياد اجداد و نياكانمان كه روزگاري با تلاش و همت بلند خويش میرملکی را بنیان نهادند و برماست كه آن را ارج نهيم .
ارادتمند: محسن رستگار
ارسال خبر : واتساپ و تلگرام
09174112911
ایمیل ما:
Mirmalakynews@yahoo.com




سری به نیزه بلند است در برابر زینب...



محرم امسال فرصتی دست داد تا  درس و دانشگاه را به کناری بگذاریم و پای درسی بهتر در دانشگاهی دیگر بنشینیم. طبق معمول باید حداقل یک هفته تعطیلی پشت سر هم جفت و جور شود تا ارزش کوبیدن و رانندگی از تهران تا لامرد را داشته باشد. دو روز برای رفت دو روز هم برای برگشت . میماند سه روز دیگر  از یک هفته تعطیلی.

راستش را بخواهید دانشجویان هم بدشان نمی آمد ما کلاسهای شنبه و یکشنبه را تعطیل کنیم و به شهرستانیها فرصت دیدار وسط ترم از خانواده بدهیم، علی الخصوص اگر مثل ما، بعد از این همه سال زندگی در تهران، به رسم و رسوم عزاداری تهرانیها خو نکرده باشند و دلشان برای یک سینه زنی دوره و تعزیه  گرم  لک زده باشد -و البته دروغ گفته ام اگر قیمه نذری را هم به این لیست اضافه نکنم-.
در این چند روز هشت تا ده محرم  تا آنجا که وقت اجازه میداد به چند حسینیه و تعزیه سر زدیم و در روز تاسوعا هم طبق سنت هر ساله شاهد برگزاری مراسم در میدان امام بودیم.  حین مشاهده مراسم محرم در محله های مختلف، چند نکته به ذهنم خطور کرد که اشاره به آن خالی از لطف نخواهد بود.

مواردی که در اینجا ذکر میکنم مشاهداتی است که شاید از نظر کسی که ساکن لامرد است پیش پا افتاده باشد اما از نظر من که هر سال فقط یکی دو بار در لامرد حضور فیزیکی دارم قابل توجه بوده است.

در بخش اول، مطالبی درباره تعزیه ها خواهم گفت و سپس در مطلبی جداگانه در مورد مراسم عزاداری در حسینیه ها صحبت خواهم کرد:
    1. اگر بخواهم از مراسم تعزیه و تفاوت آن نسبت به سالهای قبل بگویم باید حضور بیشتر مردم را نسبت به سالهای قبل گوشزد نمایم. تلاش بی دریغ اداره فرهنگ و ارشاد با همکاری موسسه ابوفاضل در برگزاری سوگواره های تعزیه و تلاش گروه های مختلف تعزیه برای بهتر کردن کیفیت ارایه در این استقبال نقش زیادی داشته است.


  1. ‫-‬چیزی که در اکثر تعزیه ها به چشم میخورد، دایمی شدن محل اجرای تعزیه ها بود. محل نشستن تماشاچیان نظم بیشتری پیدا کرده بود و برخی سعی کرده بودند با درست کردن سکوهایی در جاهایی مشخص، هم دید بهتری برای تماشاچیان فراهم کرده و هم از نشستن تماشاچیان در هر نقطه دلخواه که مخل نظم تعزیه و باعث پراکندگی حواس میشد خودداری نمایند.
    البته هنوز مشکل اصلی که سایه بان محل نشستن بود در هیچ کدام از تعزیه ها حل نشده بود کما این که در یکی از روزها به دلیل بارندگی مراسم تعزیه در برخی نقاط با تاخیر چند دقیقه ای مواجه شد. این مشکل در سالهای اینده که محرم به تابستان نزدیکتر میشود جدی تر خواهد شد.

  1. -معمولا افرادی با لباسهای مخصوص -و البته چوبی در دست!- مسوول برقراری نظم و انضباط در تماشاچیان بودند.  تعدادی نیز با مشکهایی پر از آب مسوول آب دادن به تماشاچیان بودند که ابتکاری جالب در نوع خود به شمار می آمد.

  1. ‫-‬از چند سال پیش با تلاش گروه تعزیه باپیر (شاید گروه های دیگر هم این کار را کرده باشند و من اطلاع نداشته باشم)، نسخه های برخی تعزیه های شهرستان کامپیوتری شده بود. فونت خوانا و اطلاعاتی که به این نسخه ها اضافه شده بود باعث شده بود نیاز به هماهنگ کننده یا همان نسخه گردان کمتر احساس شده و اشتباهات کمتری در اجرای تعزیه اتفاق بیفتد.

  1. ‫-‬جلوه های بصری تعزیه ها پیشرفت زیادی کرده بود: لباسهای مناسب تر، سوارکاران ورزیده تر، تجهیزات رزم واقعی تر،  دکورهای بهتر برای خیمه ها، محیط طبیعی تر مثل نخلستان و نهر آب، تعزیه ها را به سمت نمایش حرفه ای تر نزدیک کرده است.اما در تمام این المان ها، نوعی ناپختگی و آماتوری بودن به چشم میخورد. جای خالی طراحان و معمارانی که هم شناخت از وقایع کربلا داشته باشند و هم به آداب و سنن منطقه واقف باشند -مثل مهندس رحیمی و حسین حق شناس-  در این قسمت به چشم میخورد.
    با توجه به وسعت زمینهایی که در اختیار گروه های تعزیه قرار دارد شاید بتوان صحنه نبرد را یک بار برای همیشه در ابعاد واقعی و یا کوچک شده  اما با مقیاس صحیح پیاده کرد.

  1. ‫-‬گروه های مختلف سعی در استفاده از آخرین فناوری برای صدابرداری بیسیم و پخش آن برای تماشاچیان که حالا میتوانند از فاصله دورتری به تماشا بنشینند داشتند. اما هنوز در برخی موارد بخصوص تعزیه قلعه ملا بُرد میکروفونهای بیسیم  کم بود و کیفیت پخش صدا نیز چندان جالب نبود. به نظر میرسد بکارگیری یک صدابردار حتی آماتور، مکان یابی بهتر ایستگاه مرکزی و یافتن نقاط کور و آموزش تعزیه خوانها در ارتقای این کیفیت نقش زیادی داشته باشد.

  1. ‫-‬ویژگی بارز دیالوگ تعزیه های لامرد و مهر در نظم آنها است. برخلاف بسیاری از شهرهای دیگر، تمام دیالوگهای تعزیه های لامرد و مهر به صورت شعر تنظیم شده و از این نظر شاید در میان تمام شهرها بی همتاست.  متاسفانه درک این اشعار به دلیل عدم تبحر نسخه خوانها در قرایت اشعار کاری دشوار است. البته برای من که به این اشعار عادت کرده ام و چندین بار نسخه های قدیمی را رونویسی کرده ام این مساله سخت نبود. منظور من درک این اشعار برای غیر همشهریان و یا کسانی است که عادت کمتری به شنیدن این اشعار دارند
    یکی از دلایل این امر لهجه محلی نسخه خوانها در ادای کلمات است. اما دلیل عمده این مشکل، طرز خواندن نسخه های سپاه یزید است که با داد زدن نسخه خوان همراه است.
    در زمانهای قدیم که بلندگو و میکروفونی در کار نبود، این مشکل کمتر به چشم میخورد و داد زدن نسخه خوان حتی به شنیدن بهتر کمک هم میکرد. اما الان، به دلیل نزدیکی میکروفون به دهان گوینده، داد زدن وی باعث تبدیل صدای او به صورتی گوشخراش و غیرقابل فهم میشد.  برخی از نسخه خوانها که تبحر بیشتری داشتند با پایین آوردن تن صدا و ادای شمرده کلمات این مشکل را کمتر میکردند.

  1. یکی از رسمهایی که باقی ماندنش برای من جای تعجب داشت “تُفته گرفتن” از کسانی بود که در نقش امام نسخه خوانی میکردند. با این همه آموزشهایی که برای رعایت بهداشت فردی به مردم داده میشود هنوز که هنوز است عده ای بر این اعتقاد باقی مانده اند که آب دهان این نسخه خوانان متبرک است و باعث شفا میشود! گیرم که برخی از مردم این را ندانند، آیا خود نسخه خوانان نباید برای مریض نکردن مردم از این کار حذر کنند؟!

  1. هنوز که هنوز است برخی از تحریفهایی که باید سالها پیش از تعزیه ها رخت برمی بست به دلیل استقبال تماشاچیان از تعزیه ها حذف نشده اند. صحنه هایی که شاید برخی از انها کارکردی جز خنداندن تماشاچی نداشته باشند -مثل حمله شیر به سلطان قیس-. در هر صورت حذف این تحریفها نیازمند عزم جدی بانیان تعزیه ها و کمک کارشناسان مذهبی است.
    دلیل عمده حذف نشدن این صحنه ها ترس بانیان از عدم استقبال تماشاچیان از آن تعزیه است. اما به نظر من پیشرفت جلوه های بصری تعزیه ها در این چند سال به حدی بوده که جذابیت آن برای تماشاچیان با حذف چنین صحنه هایی دستخوش تغییر چندانی نخواهد شد. بعنوان شاهد چنین مدعایی تعزیه روز عاشورا را که در کره موچی تماشا کردم مثال میزنم. برای من گریه کردن و بغض کردن به ندرت پیش می آید. اما وقایع روز عاشورا در سه چهار صحنه به قدری شبیه به واقعیت بازسازی شده بود که بغض گلویم را فشرد و اشکم را جاری کرد:
    • حمله لشکر پر تعداد برای آتش زدن خیمه ها
    • شهادت کودک خردسال در دامان امام حسین
    • شیون زینب (س) پس از شهادت امام (ع) روی تل زینبیه (البته با صدای سوزناک سید جلیل احمدی): سری به نیزه بلند است در برابر زینب …
 منبع: سایت تراکمه دکتر اسد پور

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به میرملکی نیوز است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

طراحی و اجرا : محسن اسدپور

Template Design:Dima Group